روحانی جوان انگار پای منبر نشسته: «نقل است از آخوندهای صاحب نفس که عمامه واسه آخوند مثل تاجه واسه ملایکه.» پای چپش را در بدن ترکهایاش فروبرده و پارچه برفیرنگ را بیوقفه و مسلط دور زانو میچرخاند. «طلبههای صفرکیلومتر اولش میگن ما در قیدوبند ظاهر نیستیم.»