سکوت قوانین بینالمللی در برابر گردنکشی قلدران/ مسئول تاکتیک «مرد دیوانه» کیست؟
نه تنها جامعه امریکا، بلکه متحدان اروپایی و عرب ایالات متحده، بلکه شورای امنیت سازمان ملل در قبال اقدامات بیسابقه و ناهنجار رئیسجمهور امریکا مسئولیت دارند.
جعفر گلابی در اعتماد نوشت: نمیدانم چگونه باید پیامهای اقتدار و مظلومیت ملت ایران به جهان مخابره شود؟ نمیدانم آیا سفارتخانههای ایران در سراسر گیتی به انداره دستاندرکاران داخلی و مدافعان غیور میهن در انجام این مهم سرنوشتساز فعالیت میکنند؟ افزون بر ضرورت برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی و انتشار مستمر حقایق جنگ تحمیلی اسراییل و امریکا علیه ایران عزیز همه کارکنان نمایندگیهای کشور وظایف فوقالعادهای دارند و میتوانند در دفاع از کیان میهن سودمند باشند.
وضعیت کشور عادی نیست که سفارتخانههایمان فعالیت عادی و روزمره داشته باشند، چه بسا یک کارمند سفارت پوستری در دست بگیرد و در میادین شهرها عکس شهدای مدرسه میناب را بلند و از دنیا بپرسد گناه این کودکان مظلوم چه بوده است؟ اگر فعالیتهای مذکور تاثیرگذار و گسترده شود نوبت به انتشار انواع پیامهای دیگر هم فرا میرسد.
برای نمونه مسلما مسوولیت همه اقدامات ایالات متحده با رایدهندگان به ترامپ و همه ارکان حکومتی و جامعه امریکاست. هیچ ملتی نمیتواند کسی را بر کرسی قدرت بنشاند و نسبت به نتایج اقدامات او از خود رفع تکلیف کند.
اگر آقای ترامپ از تاکتیک مرد دیوانه استفاده میکند، اگر تجاوز میکند، اگر ملتها را تهدید میکند، اگر دختران دبستانی میناب را میکشد، اگر به انستیتو پاستور حمله میکند، اگر پتروشیمی را میزند، اگر پل میزند، اگر میخواهد یک ملت با فرهنگ را به عصر حجر بازگرداند و اگر اعلام کرده است که به همه چیز در ایران حمله خواهد کرد قطعا همه عواقب حقوقی و نظامی و بینالمللی چنین عملکردی متوجه جامعه امریکایی است.
اگر ملت امریکا این عملکرد را قبول ندارد، اگر سازمان حاکمیت و نخبگان و عاقلان این کشور چنین مسوولیتی را نمیپذیرند باید او را کنترل یا عزل کنند. ملت بزرگ ایران جانانه از خود دفاع میکند و هیچ دلیلی وجود ندارد که شاهد بدمستی یک رییسجمهور شود و نسبت به خسارات وارده به کشور خویش سکوت اختیار کند و دامنه جنگ را محدود نگه دارد. این مشکل ایران نیست که رییسجمهور یک کشور مدعی، قوانین بینالمللی و انسانی جنگ را به رسمیت نمیشناسد و حاضر است برای خوشایند نخست وزیر اسراییل خاورمیانه را به آتش بکشد.
نه تنها جامعه امریکا، بلکه متحدان اروپایی و عرب ایالات متحده، بلکه شورای امنیت سازمان ملل در قبال اقدامات بیسابقه و ناهنجار رییسجمهور امریکا مسوولیت دارند.
همه ناظران سیاسی و نظامی جهان خوب میدانند که دست ملت ایران برای متوقف کردن و مجازات متجاوزان بسته نیست و نامتعارف بودن یک ترفند انحصاری در دست اسراییل و امریکا نیست. تا همین جا ایران یک دفاع قانونی و اخلاقی از خود بروز داده و از خطوط هنجارهای شناخته شده عبور نکرده است.
اما جهانی که خونسردانه به یک تماشاگر صرف تبدیل شده و همه اهتمامش متوجه بازتابهای اقتصادی انسداد تنگه هرمز شده است، جهان امن با چارچوبهای محکم انسانی نیست. در چنین جهانی خیلی زود همه کشورها به این جمعبندی میرسند که برای بقا باید بیش از پیش مسلح شوند.
در جایی که اسراییل و امریکا از کنوانسیونهای ناظر به آغاز و امتداد و اختتام جنگها عبور میکنند، اعتماد به حداقلهای حقوق بینالملل از بین میرود و انواع اختلافات و درگیریهای محلی و منطقهای ظرفیت جهانی شدن پیدا میکنند. آیا ایران به تنهایی باید هزینه جلوگیری از بیاعتبار شدن بدیهیترین قواعد بینالمللی را پرداخت کند؟
شاید بسیاری از کشورها مایل باشند که زیر بهمنی از بدعهدی و قلدری و محوریت زور و خشونت فقط سکوت کنند تا زیر آوار قرار نگیرند ولی تجربیات هزارانساله تاریخ نشان داده است که این نوع از سیاستپیشگی مصونیت همیشگی به وجود نمیآورد و هر آن ممکن است به اندک حادثه و صدایی سهمناکتر از تصورها شاهد سقوط بهمن باشند.
راه عقلایی تقویت و تضمین عملی قوانین بینالمللی برای جلوگیری از گردنکشی قلدران و خشونتطلبان است. در این زمینه هیچ کشور و جامعهای نمیتواند مسوولیت خود را نادیده بگیرد.