چرا مذاکرات شکست خورد؟
در این مرحله، مذاکرات به نتیجه نرسیدهاند. اما این وضعیت ممکن است خود بخشی از یک تاکتیک باشد: آنچه بهنظر فروپاشی میآید، چه بسا صرفاً یکی از مراحل یک فرایند طولانیتر از چانهزنیهای آشکار و پنهان باشد!
آرش رئیسی نژاد، پس از پایان مذاکرات در کانال تلگرام خود نوشت:
مذاکرات میان آمریکا و ایران علیالظاهر بسرانجام نرسید و در مرحله کنونی، با شکست روبرو شده است. جی. دی. ونس دلیل اصلی شکست توافق را اختلاف بر سر مسئله هستهای برشمرد. هر چند که، بگمانم، مسئله لبنان مهمتر بوده است.
گفتوگوها میان ایران و آمریکا در اسلامآباد اکنون عملاً فروپاشیده است و جی. دی. ونس تأیید کرده که هیچ توافقی حاصل نشده است.
سه پویایی این وضعیت را توضیح میدهند:
نخست، هر دو طرف از موضع «احساس موفقیت» وارد مذاکره شدهاند. ایران با حفظ کنترل بر تنگه هرمز و نشان دادن تابآوری، بدون تغییر نظام سیاسی از این مرحله عبور کرده است. در مقابل، ایالات متحده و اسرائیل به حملات موفق به زیرساختهای ایران و هدف قرار دادن رهبران و فرماندهان ارشد اشاره میکنند. وقتی هر دو طرف خود را «برنده» بدانند، مصالحه دشوارتر میشود.
دوم، دستورکار مذاکرات فراتر از پرونده هستهای و هرمز رفته است. مسئله لبنان به یک گره کلیدی تبدیل شده است. تهران خواهان آتشبس در آنجاست، در حالی که واشنگتن، تحت فشار تلآویو، در پی جدا نگه داشتن این موضوع از مذاکرات اصلی است. این ناهمترازی، هرگونه ساختار توافق را پیچیدهتر میکند.
سوم، سیاست داخلی در واشنگتن اهمیت دارد. به نظر میرسد ونس در ابتدا تصور میکرد دستیابی به توافق آسان است، اما اکنون با پیچیدهتر شدن واقعیت، انگیزه چندانی برای هزینه کردن سرمایه سیاسی خود روی یک توافق دشوار ندارد، بهویژه در حالی که محاسبات انتخابات ۲۰۲۸ از هماکنون شکل گرفته است.
در مجموع، روایتهای متعارض از پیروزی، چندپاره شدن دستورکار مذاکرات، و محدودیتهای سیاسی داخلی، گفتوگوهای اسلامآباد را به آستانه فروپاشی کشاندهاند.
در این مرحله، مذاکرات به نتیجه نرسیدهاند. اما این وضعیت ممکن است خود بخشی از یک تاکتیک باشد: آنچه بهنظر فروپاشی میآید، چه بسا صرفاً یکی از مراحل یک فرایند طولانیتر از چانهزنیهای آشکار و پنهان باشد!