دوباره باید دیپلماسی را آزمود
پس از ۱۴ ساعت مذاکرات نفسگیر میان هیئت نمایندگی ایران با نمایندگی ایالات متحده آمریکا، این دور از مذاکرات به نتیجه و توافق طرفین منجر نشد. گذشت ۴۰ روز از جنگی پرهزینه و با تلفات درخورتوجه غیرنظامیان و تخریب زیرساختها و خسارات واردآمدن به ابنیه و آثار تاریخی، مدارس و بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی در نهایت منجر به اعلام آتشبسی شد که با ابتکار عمل پاکستان به آغاز مذاکرات و سپس مذاکرات رودرروی مقامات بلندپایه آمریکا و ایران منجر شد.
احسان هوشمند در شرق نوشت: پس از 14 ساعت مذاکرات نفسگیر میان هیئت نمایندگی ایران با نمایندگی ایالات متحده آمریکا، این دور از مذاکرات به نتیجه و توافق طرفین منجر نشد. گذشت 40 روز از جنگی پرهزینه و با تلفات درخورتوجه غیرنظامیان و تخریب زیرساختها و خسارات واردآمدن به ابنیه و آثار تاریخی، مدارس و بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی در نهایت منجر به اعلام آتشبسی شد که با ابتکار عمل پاکستان به آغاز مذاکرات و سپس مذاکرات رودرروی مقامات بلندپایه آمریکا و ایران منجر شد.
اما شکاف میان خواستههای طرفین مانع از نهاییشدن مذاکرات و توافق اساسی دو طرف شد. بنا بر گزارش رسانهها افزون بر موضوع هستهای، آتشبس در لبنان و وضعیت اداره تنگه هرمز ازجمله موضوعات اختلافی است که موجب شکست این دور از مذاکرات شد. بنا بر گزارش گروهی از رسانهها، آمریکا همچنان خواستههای پیشین خود درباره منع خصوصیسازی اورانیوم را که پیش از جنگ هم به آن اصرار شد، تعقیب میکند. ضمن آنکه موضوع تنگه هرمز هم به پیچیدگی مذاکرات افزوده است. آیا این وضعیت و شکست مذاکرات جاری در پاکستان به معنای مسدودشدن کانال گفتوگوی ایران و آمریکاست؟ آیا شکست مذاکرات شنبه میتواند به شعلهورشدن دوباره جنگ منجر شود؟ نهتنها شکست مذاکرات و توقف مذاکرات فعلی میان ایران و آمریکا میتواند به بروز دوباره جنگ و درگیریهای نظامی منجر شود، بلکه تضمینی هم نبود که در صورت استمرار مذاکرات مقامات بلندپایه دو کشور دوباره جنگ آغاز نشود. هرچند در صورت استمرار مذاکرات احتمال کمتری برای وقوع جنگ میرفت. اما:
1- اینک که مذاکرات با بنبست مواجه شده، ضروری است دو طرف راهی برای آغاز دوباره گفتوگوها بیابند و یافتن راهکار دیپلماتیک دیگری را در دستور کار قرار دهند تا احتمال وقوع دوباره جنگ و درگیری نظامی کاهش یابد.
در اینکه در هر شرایطی راهکار دیپلماتیک کمخسارتتر و کمهزینهتر و عقلاییتر از جنگ است، تردیدی نیست. اگر دو طرف معادله پیچیده کنونی یعنی آمریکا و ایران بپذیرند در هر حال ترجیحشان همچنان استمرار فعالیتهای دیپلماتیک است، این وضعیت خود یک گام اساسی به جلو است. ابتکار عمل دوباره پاکستان یا ابتکار عمل تازهای از طرف دیگر کشورها میتواند بهسرعت فضای جدیدی برای استمرار دیپلماسی مهیا کند. اینجا سخن بر سر عامل توقف مذاکرات و چرایی بنبست موجود در ابتکار عمل پاکستان نیست. اگر طرف ایرانی معتقد است که آمریکا نتوانست آنچه را در جنگ و تهاجم علیه ایران به دست بیاورد، اینک در روندی دیپلماتیک به دست بیاورد، نباید از این گزاره چنین نتیجه گرفت که بنابراین مذاکره راهحل مناسبی نیست. اساس مذاکره میان کشورها برای تعقیب منافع و اهداف دولتهاست اما اینکه در نهایت مذاکره به چه چیزی ختم میشود، ماحصل وضعیت پیچیدهتر میدانی و توازن نیروها و نوع درخواستها و مطالبات و انتظارات طرفین تنش است. در هر حال در مذاکرات پاکستان، روزنه امیدبخشی برای یافتهشدن راهحل آبرومند و مرضیالطرفینی برای چالش مزمن میان ایران و آمریکا ایجاد شد و در نهایت در اتفاقی بیسابقه در 47 سال گذشته گروهی از عالیرتبهترین مقامات دو کشور رودررو با یکدیگر مذاکره کردند تا بلکه راهحلی برای گذر از وضع موجود یافته شود. این رویداد کماهمیت یا بیاهمیتی نیست، بلکه میتواند سرآغاز تکرار دوباره آن تجربه و برگزاری جلسات میان مقامات دو کشور در روندهای دیپلماتیک بعدی باشد تا بدون واسطه طرفین بتوانند در روندی دیپلماتیک اهداف خود را تعقیب کنند، بنابراین پیشنهاد راهبردی برای کشور این است که دوباره باید دیپلماسی را آزمود تا منافع کشور را از این روش بتوان تأمین کرد.
2- ممکن است گروهی در داخل کشور از بنبست شکلگرفته در مذاکرات استقبال کنند. این دسته که در دهههای گذشته همواره نگران روند دیپلماتیک میان ایران و آمریکا بوده، در روزهای گذشته با وجود تأکید روشن مقامات کشور مبنی بر اینکه مذاکره در پاکستان و پیوستن به ابتکار عمل پاکستان نه تصمیم دولت یا بخشی از نظام سیاسی، بلکه تصمیم کل نظام سیاسی است، بهروشنی مخالفت خود را با روندهای دیپلماتیک اعلام و به صورت علنی به گروه مذاکرهکننده تاختند. اینک که مذاکرات با بنبست روبهرو شده، این گروه باید به این پرسش پاسخ دهند که به اعتقاد آنان در این شرایط ایران باید چه روشی را در پیش گیرد؟ آیا جنگ را آغاز کند؟ آیا در همین وضعیت آتشبس شکننده منتظر رویداد خاصی باشد؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد و آنان آغاز دوباره درگیریهای نظامی را تنها راه عبور از وضع موجود میدانند، باید پاسخ دهند تا چه زمانی باید جنگ را ادامه داد؟ اگر توازن شکلگرفته به دلایلی تغییر کرد، چه تضمینی هست که وضعیت به نفع ایران باقی بماند؟
اگر پاسخ این گروه این است که حمله به زیرساختهای ایران موجب تخریب وسیع زیرساختهای کشور همسایه میشود، دوباره باید پرسید بعد از آن چه روی خواهد داد؟ یعنی این روند جنگ و تخریب تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ بالاخره از نظر این جریان، جنگ و درگیری باید تا چه زمانی ادامه یابد؟ و اگر جنگ و درگیری مطابق پیشبینی آنان پیش نرفت و خسارات جبرانناپذیری به کشور وارد شد، مسئولیت چنین فاجعهای با چه کسانی خواهد بود؟ این گروه چه جایگاهی برای نظر و دیدگاه کل ایرانیان دراینباره قائل است؟ آیا نظر ملت ایران و کل شهروندان ایرانی یا اکثریت شهروندان ایرانی در اتخاذ تصمیم و اینکه باید چه روشی را برای پیشبرد منافع کشور در نظر داشت، مهمترین عامل تعیین سیاستهای کشور است یا اینکه اقلیتی بتواند بدون توجه به نظر اکثریت اراده و نظر خود را بر کل ملت ایران تحمیل کند؟