ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۷۳۳

ناگفته‌های امدادگر هلال‌احمر از امدادرسانی بعد از بمباران سنگین میدان فردوسی تهران

ناگفته‌های امدادگر هلال‌احمر از امدادرسانی بعد از بمباران سنگین میدان فردوسی تهران

یک امدادگر هلال‌احمر می‌گوید: در حادثه میدان فردوسی، امدادگران بلافاصله بعد از اصابت اول با رعایت پروتکل‌ها در محل حاضر شدند و مشغول عملیات بودند که ساختمان‌های مورد آسیب‌دیده ۷ دقیقه بعد مجددا مورد حمله قرار گرفت. دشمن حمله سنگینی به میدان فردوسی انجام داد.

تبلیغات
تبلیغات

در نخستین روزهای جنگ، چند ساختمان در حوالی میدان فردوسی تهران، توسط دشمن بمباران شد و بسیاری از رهگذران آن محدوده نیز یا به شهادت رسیدند و یا دچار جراحات جسمی شدید شدند.

البته بمباران میدان فردوسی مجددا تکرار شد و در کمتر از ۱۰ دقیقه، درست زمانی که امدادگران هلال‌احمر در حال امدادرسانی به مجروحان و نجات آن‌ها بودند، مجددا مورد حمله دشمن قرار گرفتند و خودشان هم دچار جراحت شدند اما لحظه‌ای از کار دست نکشیدند و در میدان پرخطر آن روز استوار ایستادند. 

رضا باروتیان، امدادگر دواطلب جوان هلال‌احمری هم آن روز در بین امدادگران میدان فردوسی حضور داشته است و در ادامه لحظات سخت امدادرسانی در آنجا را روایت می‌کند. 

همه لحظات امدادرسانی در جنگ غم‌انگیز است

از سال ۱۳۸۳ تا امروز به صورت داوطلبانه با جمعیت هلال‌احمر همکاری می‌کنم و چند سالی هم می‌شود که به عنوان مدرس دوره‌های مدیریت بحران، امدادگری و… در این مجموعه مشغول به خدمت هستم و اگر امدادگر نمی‌شدم مطمئنم امروز حال خوبی نداشتم و مطمئنم برکتی در زندگی‌ام جاری‌ست را مدیون دعای خیر مردم و لباسی که به تن دارم هستم. از ابتدای جنگ تاکنون در تمام عملیاتهایی که به پهنه مرکزی هلال‌احمر در این ۶ منطقه مربوط بوده، به همراه دیگر داوطلبان در این پهنه توفیق حضور داشته‌ام. 

همه ثانیه‌ها و دقایق حضور ما در صحنه‌های امدادی_عملیاتی در جنگ غم‌انگیز است؛ چون وقتی به محل حادثه می‌رسیم، حتی اگر ساختمان مورد حمله مصدوم و شهید هم نداشته باشد، وقتی می‌بینی که یک خانواده تمام زندگی و سرپناهش را از دست داده است، خیلی ناراحت‌کننده و غم‌انگیز است. خیلی از نقاطی که در جنگ آسیب می‌بیند مربوط به مناطق مسکونی است و در وقتی در محل اصابت مصدومان یا شهدا را می‌بینیم، شرایط متفاوت‌تر است. 

درخواست ملتمسانه دختری که در انتظار پیکر بی‌جان پدر و خواهرش بود

در خیابان ملک‌الشعرای بهار یک خانه مسکونی مورد اصابت قرار گرفته بود و خانواده‌ای آنجا بود که وقتی ما مراجعه کردیم، خدا را شکر توانستیم مادر خانواده را زنده از زیر آوار خارج کنیم. یکی از دختران خانواده در نزدیکی ما حضور داشت و با ناراحتی گفت «پدرم بعد از ۲۵ سال مستاجری این خانه را خریده و حالا هم که این اتفاق افتاده است» در همان حالت غم و ناراحتی تنها خواسته‌اش از ما این بود که ملتمسانه لااقل پیکر بی‌جان پدر و خواهرش را از زیر آوار بیرون بیاوریم تا برای دقایقی هم که شده دوباره دست آن‌ها را در دست بگیرد؛ آن لحظات که شاهد درماندگی دختر بیچاره بودم، خیلی سخت بود و خیلی دیر می‌گذشت. 

در مورد عملیاتی که اخیرا برای امدادرسانی به یک منزل مسکونی مورد اصابت واقع شده، رفته بودیم هم مادر خانواده دختر کوچکش را به پدر سپرده بود تا او را از عمق حادثه نجات دهد و دقایقی بعد خود مادر شهید شده بود. در عملیات‌هایی که حضور پیدا می‌کنیم بارها پیش آمده است که محل حادثه مجددا مورد اصابت قرار می‌گیرد و البته اگر حمله دوباره‌ای هم رخ ندهد، تقریبا تمام ساختمان‌های آسیب دیده که باید در آن‌ها امدادرسانی کنیم، ناایمن محسوب می‌شوند و هر آن امکان ریزش آن‌ها وجود دارد و هر لحظه ممکن است که آوار روی سر تیم‌های عملیاتی فرو بریزد.

اما دو دلیل وجود دارد که امدادگران هلال‌احمر با وجود خطرات احتمالی و با علم به اینکه خطراتی متوجه آن‌ها است، در صحنه حاضر شده و کار خود را انجام می‌دهند؛ اولین دلیل تعهد ما به لباس امداد و خدمت به مردم دارند. دلیل دوم هم این است که انتظار مردم از ما و لطفی که به ما دارند ما را در مسیر امدادرسانی مصمم‌تر می‌کنند. 

بیشتر مصدومان و شهدای میدان فردوسی، رهگذران عبوری بودند

وقتی دشمن یک نقطه را در فاصله زمانی کم مورد هجوم قرار می‌دهد، هدفش این است که مردم و امدادگران برای امدادرسانی و کمک جمع شوند و با حمله مجدد تلفات بیشتری بگیرد. مثلا در حادثه میدان فردوسی، امدادگران بلافاصله بعد از اصابت اول با رعایت پروتکل‌ها در محل حاضر شدند و مشغول عملیات بودند که ساختمان‌های مورد آسیب‌دیده ۷ دقیقه بعد مجددا مورد حمله قرار گرفت. دشمن حمله سنگینی به میدان فردوسی انجام داد و تعداد زیادی از افراد و به ویژه مردمی که از آن محدوده در حال عبور بودند، مورد حمله واقع شده بودند. 

وقتی ما به محل حادثه رسیدیم، دیدیم که خیلی مردم عادی به خاطر حس انسان‌دوستانه‌ای که دارند وارد محل مورد اصابت قرار گرفته میدان فردوسی شده و در حال کمک بودند؛ منت‌ها به دلیل‌عدم آشنایی، اصول و پروتکل لازم در امدادرسانی را رعایت نکرده و به محل قرمز حادثه ورود کرده بودند و با وقوع انفجار دوم تعداد زیادی از افرادی که در حال کمک بودند هم شهید یا مجروح شدند. موج انفجار خیلی از امدادگران ما که به عنوان نیروی پشتیبان با فاصله از محل حادثه حضور داشتند را هم پرت کرد و آسیب دیدند. تعداد شهدا در میدان فردوسی را دقیقا یادم نمی‌آید اما شمار مصدومین زیاد بود. 

یک صحنه ماندگار در حادثه میدان فردوسی که تصویرش همه جا پخش شد این بود که یک موتورسوار علی‌رغم آسیبی که در نتیجه مورد اصابت قرار گرفتن ساختمان‌های مجاورش دیده بود، وقتی مادرش با او تماس گرفت، علی‌رغم اینکه مجروح بود و اصلا شرایط مساعدی نداشت، سرش شکسته و پاهایش آسیب دیده بود به او گفت که عالی‌ام و ناراحتی خود را به مادرش منتقل نکرد. 

درخواست امدادگر هلال‌احمر از مردم

در ابتدا از مردم خیلی بابت اظهار لطف‌شان به امدادگران هلال‌احمر تشکر می‌کنم و یک خواهش از همه مردم دارم؛ فیلم گرفتن از محل حادثه هیچ ثمر و سودی ندارد؛ چون جدای از بحث‌های امنیتی ماجرا، فیلم دست به دست می‌چرخد و دوباره به صاحب خانه‌ای که تخریب شده می‌رسد و دوباره رنج او را یادآوری می‌کند و روح و روانش را بهم می‌ریزد. 

بزرگترین کمک مردم به امدادگران هلال‌احمر این است که از منطقه قرمز حادثه دور بمانند و وارد نشوند؛ چون با ورود افراد متفرقه که پروتکل‌های امداد و نجات رعایت نمی‌شود، احتمال افزایش تعداد مجروحین یا شهدا به شدت بالا می‌رود. حتی وقتی که نیروهای امدادی در صحنه حاضر هستند هم از ازدحام و تجمع در منطقه مورد اصابت پرهیز کنند تا ما کار امدادرسانی را به سرعت و با دقت انجام دهیم.

تبلیغات
منبع : خبرآنلاین
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات