ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۸۳۵

روایت صریح مونا فرجاد از پیامدهای جنگ

روایت صریح مونا فرجاد از پیامدهای جنگ

«روی صحبت من با خواهر و برادرهاییه که این‌ور یا اون‌ورِ آب - به عمد یا ندانسته - از بعضی چیزها بی‌خبرن. نه اشتباه نکنید نمی‌خوام از خرابیِ زیرساخت‌ها بگم و مسائلِ حیاتی یا همه‌ی اون‌چه که خبرگزاری‌ها صبح تا شب دارن اعلام می‌کنن. من اتفاقن می‌خوام از چیزهایی به‌ظاهر بی‌اهمیت و کوچک بگم.»

تبلیغات
تبلیغات

مونا فرجاد، بازیگر و خواهر مارال فرجاد، دیگر بازیگری در یادداشتی از پیامدهای جنگ گفت. 

او نوشته است: «به مارال نگفته بودیم خونه‌ش خراب شده؛ هم نمی‌خواستیم اون بدونه، هم نمی‌خواستیم خبری بشه… خرابیِ یه خونه در برابرِ این‌همه خونِ ریخته در همین یک سالِ گذشته، اصلا قابلِ عرض نیست…

خیلی چیزها هست که آدم از خانواده - مخصوصا اگه دور باشه - مخفی می‌کنه، مثلِ مریضیِ مادرم که بهش نگفتیم، مثلِ همین خرابیِ خونه که بهش نگفتیم… 

ولی وقتی پرده‌ها می‌افته و یه چیزهایی عیان می‌شه خوبه که خیلی چیزها گفته بشه…

حالا روی صحبت من با خواهر و برادرهاییه که این‌ور یا اون‌ورِ آب - به عمد یا ندانسته - از بعضی چیزها بی‌خبرن. نه اشتباه نکنید نمی‌خوام از خرابیِ زیرساخت‌ها بگم و مسائلِ حیاتی یا همه‌ی اون‌چه که خبرگزاری‌ها صبح تا شب دارن اعلام می‌کنن. من اتفاقا می‌خوام از چیزهایی به‌ظاهر بی‌اهمیت و کوچک بگم که پس از گذر از این خوان - در هر شکلش - به‌شدت گریبانِ جامعه رو خواهد گرفت: 

از همکار خودم میگم آقارضا تدارکاتِ سینما که دو ماهه بیکاره و الان می‌دونه تا ۶ ماه دیگه هم بیکاره…

از گربه‌ها و پرنده‌های شهران که بعد از انفجارِ انبار نفت همه از اون آبِ آلوده نوشیده‌ن

از شرکت‌های داروسازی‌ای که دفاترِ‌شون تعطیل شده و نمایندگی‌هاشون در کشورهای اطراف معلق مونده و با همه‌ی تخصص‌شون فعلا بیکار خواهند موند و این بیکاری یعنی کمبود یکسری داروهای اساسی که وارداتی هستند. 

از هزار کسب و کارِ کوچیک که با هزار قرض و قوله اول یا وسطِ امسال راه افتاده بودن، به امیدِ شکوفایی که اون شد سر زمستونش و اینم دشتِ عیدشون، که ورشکستگیه…

از اغذیه‌فروشِ سینما که خداتومن اون دکه رو اجاره کرده و حالا مونده حیرون، پیِ یه لقمه نون…

از کارگرهای قراردادیِ فولادمبارکه و پتروشیمی ماهشهر که عیدیِ شبِ عیدشون شد هزینه‌ی دوادرمون و دیگه محلِ کاری ندارن که کاری داشته باشن و دستمزدی. 

از بچه‌های کوچیک و پرنده‌های جنوب که دودِ مواد پتروشیمی نفسی براشون نداشته و خدا می‌دونه بعدا چه تبعاتی برای سلامتی‌شون داشته باشه…

از بچه‌های تئآتر آزاد که با نمایش‌های کمدی‌شون کلی خانواده‌ها رو می‌خندوندن و حالا بیشتر از سه‌ماهه هم کاسبیِ روزشون تعطیله، هم تآترهای شب‌شون…

اینا و خیلی‌های دیگه نه حکومتی‌ان، نه جیره‌خورِ، نه چای دبش خورده‌ن، نه یه قرون از میلیاردمیلیاردهای اختلاس که خود دولت اعلام کرده تو جیبِ اونا رفته… اون‌ها آدم‌های همین کشورن و همین خاک و اگر بیش‌تر از شما سهم نداشته باشن، قطعا اندازه شما حقّ نظر دارن. 

پس کاش هر وقت خواستین نسخه بپیچین و برای آینده برنامه بریزین، اول بیاین کنارِ ما - من، آقا رضا، گربه‌ها، کارگرها، پرنده‌ها و… - شاید اون‌وقت به همین راحتی از بمباران حرف نزنین.»

تبلیغات
منبع : ایسنا
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات