قصه کودکانی که در جنگ بدون سرپرست شدند
معاون سلامت اجتماعی بهزیستی گفت: هر خانهای که پذیرای کودکانی که والدینشان به شهادت رسیده میشود، امین موقت، میزبان یا ترخیص به خانواده، همه پرونده مددکاری دارند و بررسیها به شکل کامل انجام میشود؛ بنابراین اگر خانوادهای شرایط لازم برای نگهداری کودک را نداشته باشد، اصلا کودکی تحویل آن خانواده نمیشود.
جنگ، جانهای بسیاری گرفت و خیلیها را بدون پدر یا مادر کرد؛ از بازماندگان جنگ تعدادی هم کودکاند که سرپرستشان را از دست دادهاند. براساس آنچه سازمان بهزیستی اعلام کرده است، گروهی از این کودکان باید راهی مراکز شبهخانواده بهزیستی شوند و گروهی دیگر، انتخابی جز آغوش بستگان ندارند.
به گزارش شرق، شانزدهم فرودینماه بود که معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی با صدور نامهای خطاب به مدیران کل استانها بر آمادگی فوری بهزیستی برای مراقبت از کودکانی که در شرایط جنگی سرپرست خود را از دست میدهند، تأکید کرد.
حسن موسویچلک در این نامه اعلام کرد که: «در شرایط جنگی و بر اثر حملات به مناطق مسکونی چنانچه کودکانی به دلیل شهادت والدین یا بستریشدن آنان در مراکز درمانی فاقد سرپرست باشند، تا تعیین تکلیف وضعیت حضانت آنان، مسئولیت نگهداری و مراقبت از این کودکان بر عهده بهزیستی خواهد بود».
بعد از آن هم مدیر کل دفتر امور کودکان و نوجوانان همین سازمان گفت که ارائه خدمات و حمایت از کودکانی که والدین خود را در حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به ایران از دست دادهاند، تا زمان تعیین تکلیف نهایی برعهده بهزیستی است و این موضوع با هماهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران دنبال میشود.
در این شرایط حسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی بهزیستی، درباره ابعاد مختلف ماجرای پذیرش و ارائه خدمات به کودکان مراکز شبهخانواده بهزیستی توضیح میدهد.
در جنگ اخیر، گزارشهایی مبنی بر ارجاع کودکانی که پدر و مادرشان بر اثر موشکباران جان باختهاند، به بهزیستی داشتید؟
بله، این موضوع در روزهای جنگ بسیار طبیعی است. به هر حال گروهی از کودکان در این دوران به دلیل جراحت یا کشتهشدن والدین خود، باید تحت پوشش بهزیستی قرار گیرند. برخی از والدین کشته شدهاند و برخی تا زمان بهبودی کامل در بیمارستان بستری هستند. دراینصورت اگر کودکان، بستگان مورد اعتمادی نداشته باشند، باید تحت سرپرستی بهزیستی قرار بگیرند. ما هم از همان روز اول جنگ این موضوع را به همه سازمانهای مربوطه اعلام کردیم تا هر کودکی که این شرایط را دارد، به ما معرفی کنند.
چه گزارشهایی به شما دراینباره رسیده است؟
اطلاعات آنها به دلیل محرمانگی هویت کودکان کاملا محرمانه و غیرقابل روایت است، اما در نظر داشته باشید که در این شرایط طبیعی است کودکان در مراکز پذیرش شوند و حتی بعد از چند روز ترخیص شوند. مراکز ما بسته نیست و روال عادی آن سر جای خود است. مثلا در مواردی والدین کودک شهید شدهاند، کودک زنده مانده و اقوام آمده و کودک را بردهاند. از این موارد زیاد داشتیم و یکی از کارکردهای مهم مراکز در شرایط جنگی همین است. بسیاری از کودکان به صورت موقت در مراکز حضور پیدا میکنند و بعد از تعیین تکلیف یا به آغوش خانواده خود یا بستگان بازمیگردند.
درحالحاضر آماری از این کودکان در بهزیستی موجود است؟
الان تعداد دقیقی در دست نداریم، چون فعلا به صورت روزانه آمار میگیریم. مثلا کودکی با مادرش زندگی میکرده و حالا مادرش به دلیل جراحت جنگی در بیمارستان بستری است و شاید نیاز باشد مدتها در بیمارستان بماند. در این موقعیت بهزیستی از این کودک مراقبت میکند تا شرایط والد به حالت قبل بازگردد. با این حال شرایط جنگ ما را از شاخصهای مدنظر واگذاری به خانوادهها به شکلهای مختلف بینیاز نمیکند. یکی از موارد، کودکی بود که به دلیل عوارض ناشی از جنگ یک شب در بهزیستی نگهداری شد و فردای همان روز یکی از اقوام به دنبال کودک آمد و او را با خود برد. از این موارد هم داشتیم و همچنان هم از کودکانی با این شرایط پذیرش خواهیم کرد.
موضوع دیگر، کودکان مراکز شبهخانواده هستند که پیش از جنگ تحت پوشش بودند. در جنگ ۱۲روزه هم شاهد بودیم برای حفظ امنیت آنها، مراکز مختلف کودکان را خارج از شهر و به مکانهای امنتری منتقل کردند. در روزهایی که گذشت، شرایط مراکز شبهخانواده به چه صورت بود؟ چطور امنیت کودکان تأمین شد؟
طبق آخرین آمار، در ۴۰ روز، یعنی از زمان شروع جنگ، دوهزارو ۸۶۵ کودک از مراکز بهزیستی به خانوادهها تحویل داده شدهاند، از این تعداد ۱۸۶ نفر آنها فرزندخواندگی یعنی سرپرستی دائم بودند. همچنین ۲۰۶ نفر امین موقت یعنی سرپرستی موقت بودند. ۴۵۷ نفر پذیرش به خانوادهها با طرح میزبان بودند (در طول مدت حضور کودک در خانواده میزبان، بهزیستی و مرجع قضائی پیگیری خواهند کرد تا کودک به خانواده زیستی خود تحویل داده شود). همچنین ۲۰۲ نفر هم بازپیوند به خانوادههای زیستی، یعنی خانواده خود کودک بوده است. از طرفی هزارو ۸۱۶ نفر هم ترخیص به خانواده اقوام را داشتیم. این تعدادی که اعلام شد، کم و زیاد میشود ولی در این شرایط بحرانی ما رویکرد خانوادهمحوری را اولویت کارمان قرار دادیم.
بسیاری از این کودکان دارای خانوادههای آسیبدیده بودند، با این حال در همین جنگ و جنگ قبلی شاهد بودیم که برخی کودکان به خانواده زیستی خود بازگشتند. در این زمینه کارشناسان بررسیهای لازم را برای آنکه فضای خانواده زمینه مناسب برای بازگشت کودک را داشته باشد، انجام میدهند؟
هر خانهای که پذیرای این کودکان میشود، امین موقت، میزبان یا ترخیص به خانواده، همه پرونده مددکاری دارند و بررسیها به شکل کامل انجام میشود؛ بنابراین اگر خانوادهای شرایط لازم برای نگهداری کودک را نداشته باشد، اصلا کودکی تحویل آن خانواده نمیشود. همچنین باید در نظر گرفت همه این موارد باید با حکم قضائی انجام شود؛ یعنی کاری مشترک بین بهزیستی و دستگاه قضائی است. مثلا در طرح میزبان براساس شیوهنامهای که دادگستری بهعنوان مرجع ملی حقوق کودک ابلاغ کرده، باید پیش رفت. حتی در موارد ترخیص کودک به اقوام هم این مراحل قضائی باید طی شود.
موضوع دیگر، بحث دلبستگی ایمن بین کودکان مراکز شبهخانواده است. در تحقیقات بینالمللی اشاره شده که جابهجایی کودک حتی از یک محیط امن به محیط امن دیگر برای او چالشهایی در مسئله دلبستگی ایجاد میکند. در طرحهای مختلف سازمان بهزیستی که در روزهایی مانند جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند، چقدر به این موارد توجه میشود؟
در شرایطی که بمب و موشک بر سر مردم فرود میآید و امکان دارد هرکدام از مراکز نگهداری کودکان نزدیک به مراکز حساس مورد حمله باشند، موضوع شکل دیگری پیدا میکند. حضور در کدام شرایط بیشتر به نفع کودکان است؟ در خانهای که چند نفر کنار کودک هستند و از او مراقبت میکنند یا قرارداشتن در مرکزی که فقط یک مربی و چند کودک دارد؟ انواع مختلف رویکرد خانوادهمحوری که در نظر گرفتیم، برای همین است که به اقتضای شرایط و مصلحت کودک یکی از انواع خانوادهها که اشاره کردم، برای کودک در نظر گرفته شود.