«هر حمله ای به ایران به احتمال زیاد روند بازرسی های هسته ای در این کشور را به کل پایان خواهد داد و بُعد تسلیحاتی توان هسته ای ایران را برجسته می کند و منطقه را درگیر تنش های دائمی خواهد کرد.»
۴۵۹۹ مطلب
«هر حمله ای به ایران به احتمال زیاد روند بازرسی های هسته ای در این کشور را به کل پایان خواهد داد و بُعد تسلیحاتی توان هسته ای ایران را برجسته می کند و منطقه را درگیر تنش های دائمی خواهد کرد.»
این یادداشت با مقایسه فضای سیاسی امروز آمریکا با نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما، استدلال میکند نظم لیبرالدموکراتیک دچار فرسایش شده و «قدرت عریان» جایگزین قواعد چندجانبه شده است. نویسنده اقدامات ترامپ را نمونهای از پیوند قدرت رسمی با ایدئولوژی پوپولیستی و شبکههای نیمهرسمی میداند؛ جایی که رئیسجمهور همزمان مجری قانون و بازیگر شورشی علیه همان ساختار ظاهر میشود. نویسنده همچنین نشان میدهد جهان پسالیبرال نه فاقد ایدئولوژی، بلکه آکنده از ایدئولوژیهای سختگیرانه و ملیگرایانه است.
تحولات اخیر نشان میدهد تهران ضمن تأکید بر دیپلماسی، توافق را منوط به عدالت، توازن و حفظ حاکمیت میداند. همزمان، سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و فشار برای گنجاندن برنامه موشکی ایران در مذاکرات، بیانگر تلاش تلآویو برای اثرگذاری بر چارچوب توافق احتمالی است. آمریکا نیز همزمان مذاکره و فشار نظامی را پیش میبرد، اما هزینههای داخلی و منطقهای، احتمال جنگ فراگیر را کاهش داده است.
پس از ماهها تنش، آمریکا با پذیرش مذاکرات غیرمستقیم در مسقط، عملاً شروط ایران دربارهٔ مکان و قالب گفتوگو را پذیرفت؛ امری که نگرانی جدی اسرائیل را برانگیخته است. تلآویو بیم دارد مذاکرات صرفاً به پروندهٔ هستهای محدود شود و برنامهٔ موشکی و شبکهٔ منطقهای ایران نادیده بماند. شکاف اصلی میان ارزیابی واشنگتن و تلآویو، بر سر کارآمدی حملهٔ نظامی و میزان بازدارندگی ایران است. در این میان، بنبست سیاسی داخلی نتانیاهو، خطر قمار نظامی را افزایش داده است.
این گزارش با مرور تجربههای کوزوو، عراق، اوکراین، غزه و گرینلند نشان میدهد «نظم بینالمللی لیبرال» نه با یک ضربه ناگهانی، بلکه در اثر انباشت تناقضها، مداخلات یکجانبه، ریاکاری اخلاقی و تضعیف چندجانبهگرایی فرسوده شده است. از مداخلات بشردوستانه تا جنگهای پیشدستانه و حمایتهای گزینشی، اعتبار این نظم بهتدریج فروریخته است.
این گزارش نشان میدهد شعار «اول آمریکا» که زمانی با وعده مهار مداخلهجویی و پایان جنگهای بیپایان مطرح شد، بهتدریج توسط نئومحافظهکاران و جنگطلبان بازتعریف شده است. از بولتون و روبیو تا ونس و هگست، این مفهوم از پرهیز از جنگ به توجیه مداخله نظامی تغییر یافته است. ترامپ نیز با فاصلهگرفتن از وعدههای اولیه، اجازه داده «اول آمریکا» به نقابی تازه برای همان سیاست کهنه مداخلهجویی تبدیل شود.
بیش از ۹۰ درصد از جمعیت ۵۷ هزار نفری گرینلند، اینوئیتهای بومی هستند که تقریباً هزار سال است در این جزیره زندگی میکنند.
گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با ارزیابی مثبت مقامات ایرانی ادامه یافته، اما آینده آن به تغییر واقعی رویکرد واشنگتن گره خورده است. همزمان، آمریکا تلاش دارد با شرطگذاریهای حداکثری، فشار را در پوشش دیپلماسی حفظ کند؛ رویکردی که حتی رسانههای غربی آن را به بنبست رسیده میدانند. در این میان، بحرانهای داخلی ترامپ، گزینه نظامی را به حاشیه رانده و اسرائیل را نگران توافقی کرده که بدون تأمین مطالباتش شکل بگیرد؛ وضعیتی که به تشدید جنگ روانی تلآویو انجامیده است.
با آغاز دور تازه مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا و همزمان با افزایش آرایش نظامی آمریکا در منطقه، شکافهای جدی درون تیم ترامپ بر سر نحوه برخورد با ایران آشکار شده است. منابع خبری از اختلاف میان طرفداران ادامه دیپلماسی و گروهی که خواهان برخورد شدیدتر، شامل مسائل موشکی و حتی تغییر رژیم ایران هستند، خبر میدهند.
امانوئل ماکرون با متهم کردن دولت ترامپ به خصومت آشکار با اروپا، خواستار رویکرد سختگیرانهتر اتحادیه اروپا شد.