چرا مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد به نتیجه نرسید؟
مسیر پر ابهام ایران و آمریکا؛ چرا محاصره دریایی راه حل جادویی نیست؟
مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون توافق پایان یافت. جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفت ایران «شرایط واشنگتن را نپذیرفته» و نیاز به تضمینهای قوی درباره عدم دستیابی به سلاح هستهای دارد. در مقابل، محمدباقر قالیباف تأکید کرد ایران ابتکاراتی ارائه داده، اما آمریکا نتوانسته اعتماد تهران را جلب کند. اختلاف اصلی بر سر برنامه هستهای و وضعیت تنگه هرمز بود. تحلیلگران میگویند مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما آتشبس شکننده است.
فرارو- جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد که مذاکرات جاری با ایران به هیچ توافقی منجر نشده و هیئت آمریکایی بدون دستیابی به نتیجه نهایی به واشنگتن بازخواهد گشت. ونس در اظهاراتی پیش از ترک پاکستان به مقصد آمریکا، گفت که ایران «شرایط ایالات متحده را نپذیرفته» و تأکید کرد واشنگتن به تضمینهای قوی نیاز دارد مبنی بر اینکه تهران در پی دستیابی به سلاح هستهای نخواهد بود.
به گزارش فرارو، او با اشاره به روند طولانی گفتوگوها تاکید کرد که مذاکرات حدود ۲۱ ساعت به طول انجامیده است؛ موضوعی که به گفته او نشاندهنده شدت اختلافات و پیچیدگی پروندههای مطرحشده در این دور از گفتوگوهاست. معاون رئیسجمهور آمریکا همچنین مدعی شد که ایالات متحده با «حسن نیت کامل» وارد مذاکرات شده و بستهای را ارائه کرده که به باور واشنگتن میتوانست مبنای توافق قرار گیرد، اما به گفته او، طرف ایرانی هیچ تعهد مشخص و مثبتی در زمینه برنامه هستهای ارائه نکرده است
اما در نقطه مقابل، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
۱- پیش از مذاکرات تأکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. همکاران من در هیئت ایرانی میناب ۱۶۸ ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند.
۲ - آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم گیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟
۳ - ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای چهل روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید.
۴ - همچنین قدردان تلاشهای کشور دوست و برادر پاکستان برای تسهیل فرایند این مذاکرات هستم و به ملت پاکستان درود میفرستم.
۵ - ایران یک پیکر است با ۹۰ میلیون جان، از تمام ملت قهرمان ایران که با توصیه مقام معظم رهبری و با حضور در خیابان پشتیبان فرزندان خود بودند و دعای خیر را بدرقه راه ما کردند سپاسگزارم و به همکارانم در این مذاکرات فشرده ۲۱ساعته خداقوت میگویم.
شکست در توافق، تداوم در تنش؛ مسیر پرابهام ایران و آمریکا
مذاکرات میان ایالات متحده و ایران در اسلامآباد بدون دستیابی به توافق پایان یافت؛ اما این شکست، برخلاف انتظار، بهطور کامل مسیر دیپلماسی را مسدود نکرد و در عین حال عمق شکاف میان دو طرف و محدودیت دستاوردهای قابلتحقق در این مرحله را آشکار ساخت. این نتیجه، از نگاه ناظران، چندان غیرمنتظره نبود؛ بلکه پیامد طبیعی انباشت مجموعهای از اختلافات پیچیده تلقی میشود که حل آنها در یک دور مذاکرات امکانپذیر نیست.
گزارشها نشان میدهد که مذاکرات عمدتاً بر دو محور کلیدی متوقف شد: برنامه هستهای ایران و وضعیت تنگه هرمز. واشنگتن خواستار تضمین صریح در خصوص عدم تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای بود؛ درخواستی که از سوی تهران بهعنوان نقض حاکمیت ملی رد شد. در کنار پرونده هستهای، مسئله تنگه هرمز نیز به یکی از نقاط اصلی بنبست تبدیل شد. در شرایطی که این گذرگاه راهبردی همچنان با محدودیتهایی مواجه است، گزارشها حاکی از آغاز عملیات مینروبی از سوی آمریکا برای تضمین تردد دریایی است.
شکست مذاکرات، آتشبس موجود را وارد مرحلهای حساس و آزمونی جدی کرده است. هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس یا لبنان میتواند به سرعت این وضعیت شکننده را تضعیف کند؛ بهویژه در شرایطی که موضوعات منطقهای در مذاکرات اخیر بهطور کامل حلوفصل نشدهاند. با وجود شکست، نشانههایی از تداوم کانالهای ارتباطی همچنان دیده میشود. طولانی بودن مذاکرات، تبادل پیامها و نقش فعال میانجیگری پاکستان، همگی نشان میدهد که مسیر گفتوگو بهطور کامل بسته نشده است.
تحلیلها نشان میدهد که تجربه گذشته نیز احتمال بازگشت دو طرف به میز مذاکره را تقویت میکند؛ بهویژه زمانی که هزینههای تشدید درگیری افزایش مییابد. در عین حال، هر دو طرف ممکن است در کوتاهمدت به فشارهای میدانی یا اقتصادی متوسل شوند تا موقعیت خود را در دورهای بعدی تقویت کنند. برخی تحلیلگران امنیتی نیز تأکید دارند که هر دو طرف تمایل دارند آتشبس شکننده را حفظ کرده و از آن بهعنوان فرصت برای احیای مذاکرات استفاده کنند. با این حال، سناریوی بدیل همچنان باقی است: بازگشت به جنگ. سناریویی که در صورت وقوع، میتواند گستردهتر و شدیدتر از درگیریهای قبلی باشد. در همین زمینه، منابع اسرائیلی از آمادگی تلآویو و واشنگتن برای احتمال ازسرگیری درگیریها حتی پیش از پایان آتشبس خبر دادهاند و گزارشهایی از برنامهریزی برای حملات گسترده علیه زیرساختهای حیاتی و انرژی ایران منتشر شده است. همچنین گفته میشود روند انتقال تجهیزات نظامی از ایالات متحده به اسرائیل ادامه دارد؛ اقدامی که در چارچوب افزایش آمادگی نظامی دو طرف ارزیابی میشود.
بازی پرهزینه فشار؛ ایران، هرمز و معمای توافق پیش از انتخابات آمریکا
لارل لاپ، تحلیلگر ارشد اندیشکده چتم هاوس، معتقد است انگیزه ترامپ برای رسیدن به توافق با ایران پیش از انتخابات میاندورهای، ریشه در اولویتهای داخلی او دارد: اقتصاد در صدر نگرانی رأیدهندگان است و ادامه جنگ به قیمت تورم و افزایش قیمت بنزین، حتی پایگاه وفادار ماگا را فرسایش خواهد داد. آتشبس ۷ آوریل فرصتی برای خروج سیاسی جذاب فراهم کرده، اما خطر توافق بد یعنی لغو تحریمها بدون راستیآزمایی مؤثر بر برنامه هستهای نه تنها امنیت ملی آمریکا را تهدید میکند، بلکه به سلاحی برای دموکراتها در کارزار انتخاباتی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، با وجود تخریب گسترده توان نظامی ایران، واشنگتن به هیچیک از اهداف جنگی خود نرسیده است: ایران همچنان بر موشکهای بالستیک، گروههای نیابتی و اورانیوم غنیشده تسلط دارد و با ارادهای قویتر بر تنگه هرمز چیره شده است. در چنین شرایطی، دستیابی به توافق تنها با سود سیاسی متقابل ممکن است، اما مواضع فعلی حداکثری و غیرقابلحل در کوتاهمدت هستند. هر امتیاز شتابزده، ضمن تکرار اشتباه برجام از نگاه ترامپ، هزینههای اقتصادی جنگ را بدون تضمین مهار ایران بر جای خواهد گذاشت.
دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در توئیتی در ایکس نوشت:
تلاش برای کاهش صادرات نفت ایران تقریباً بهیقین پاسخی تند از سوی تهران را به دنبال خواهد داشت، که مهمترین آن تلاش برای مختل کردن یا مسدود کردن تردد از طریق تنگه هرمز است. چنین اقدامی باعث افزایش شدید قیمت جهانی نفت میشود و پیامدهای فوری و گستردهای برای اقتصاد بینالمللی به همراه خواهد داشت.
محاصره دریایی که اغلب بهعنوان یک جایگزین مطرح میشود، راهحلی جادویی نیست. چنین محاصرهای مستلزم آن است که نیروهای آمریکایی در مجاورت نزدیک خط ساحلی ایران عملیات کنند که این امر بهطور قابلتوجهی آسیبپذیری آنها را افزایش میدهد. وسعت جغرافیایی ایران و توانمندیهای نظامی آن به این معناست که تداوم چنین عملیاتی نیازمند تخصیص قابلتوجه و طولانیمدت منابع آمریکایی خواهد بود.
مهمتر از همه، دلیل کمی وجود دارد که باور کنیم محاصره دریایی ایران را به تسلیم وادار کند. اگر چیزی باشد، تابآوری اثباتشده ایران تا این لحظه نشاندهنده عکس این موضوع است: ایران فشار را تحمل خواهد کرد و پاسخ خواهد داد، احتمالاً از طریق اقدامات نظامی، تا بتواند بازدارندگی خود را بازگرداند. بنابراین، نتیجه محتمل، یک پیشرفت قاطع نیست. فشار اقتصادی بر ایران تشدید خواهد شد، اما فشار بر بازارهای جهانی و ثبات منطقهای نیز افزایش خواهد یافت. و این سوال اجتنابناپذیر را مطرح میکند: اگر این رویکرد واقعاً قاطع و تعیینکننده بود، چرا زودتر به کار گرفته نشد؟
مذاکرات اسلامآباد در سایه بازی بزرگ قدرتها
تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که شکست مذاکرات اسلامآباد تأثیری تعیینکننده بر آینده آتشبس میان ایران و ایالات متحده نخواهد داشت؛ زیرا به اعتقاد آنان، این گفتوگوها صرفاً یک حلقه فرعی در مسیری بزرگتر هستند که در نهایت در سطحی بالاتر و در جریان تحولات دیپلماتیک میان قدرتهای بزرگ رقم خواهد خورد.
بر اساس گزارش رسانههای عبری، برخی ناظران در تلآویو معتقدند دور اصلی تصمیمسازی درباره پرونده ایران نه در پاکستان، بلکه در نشستهای پیشِرو میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ در چین شکل خواهد گرفت؛ دیداری که قرار است در میانه ماه مه در پکن برگزار شود.
در همین چارچوب، برخی منابع عبری مدعیاند که دولت ترامپ نیز مذاکرات اسلامآباد را نه یک گفتوگوی تعیینکننده، بلکه یک نشست فنی برای هماهنگی جزئیات پیش از تصمیمگیری نهایی در سطح بالاتر تلقی کرده است؛ تصمیمی که احتمالاً در دیدار رهبران آمریکا و چین نهایی خواهد شد. بر همین اساس، بازگشت سریع جی. دی. ونس، به واشنگتن پس از شکست مذاکرات، در این تحلیلها بهعنوان نشانهای از «فرعی بودن» این دور از گفتوگوها تفسیر شده است.
در بخش دیگری از این گزارشها، نقش چین فراتر از یک میانجی ساده ارزیابی شده است. پکن تلاش دارد خود را بهعنوان قدرتی معرفی کند که قادر است بحرانهای منطقهای را حلوفصل کند؛ نقشی که در صورت موفقیت، جایگاه آن را در برابر غرب تقویت خواهد کرد. برخی تحلیلها حتی از یک «معامله غیرمستقیم» میان چین و آمریکا سخن میگویند؛ معاملهای که در آن موضوع ایران میتواند به اهرمی برای چانهزنی در پروندههای بزرگتر اقتصادی، فناوری و تعرفهای تبدیل شود.
در همین چارچوب، این گزارشها هشدار میدهند که در صورت عدم دستیابی به توافق میان قدرتهای بزرگ، چین ممکن است از نفوذ خود بر ایران برای افزایش تنشها استفاده کند یا برعکس، از این نفوذ برای مدیریت بحران بهره ببرد؛ امری که نشاندهنده تبدیل پرونده ایران به بخشی از رقابت گستردهتر قدرتهای جهانی است.
معاریو: شکست مذاکرات اسلامآباد، ترامپ را در دوراهی حساس و فوری قرار داد
روزنامه عبری معاریو در گزارشی تحلیلی اعلام کرده است که شکست سریع مذاکرات آتشبس در اسلامآباد، نشانهای از تشدید بنبست میان واشنگتن و تهران است و میتواند دونالد ترامپ را در برابر یک دوراهی حساس و فوری قرار دهد. بر اساس این تحلیل، بازگشت سریع جیدی ونس از پاکستان پس از یک دور مذاکرات ۲۱ ساعته، بیانگر آن است که حتی مذاکرهکنندگان آمریکایی نیز به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه گفتوگوها بدون تغییر جدی در مواضع ایران، چشمانداز روشنی ندارد.
این گزارش همچنین تأکید میکند که از نگاه اسرائیل، مسئله اصلی فراتر از جزئیات فنی برنامه هستهای است؛ زیرا حتی در صورت انتقال یا کاهش ذخایر اورانیوم غنیشده، تا زمانی که توانایی فنی و زیرساختی ایران حفظ شود، نگرانی راهبردی پابرجا خواهد ماند. در همین چارچوب، تنگه هرمز بهعنوان مهمترین ابزار فشار تهران معرفی شده است؛ نقطهای که به باور تحلیلگران اسرائیلی، ایران از طریق آن میتواند بر بازار جهانی انرژی و بهطور مستقیم بر اقتصاد آمریکا اثر بگذارد.
بر این اساس، تهران با اتکا به همین اهرم، معتقد است افزایش قیمت انرژی میتواند واشنگتن را در نهایت به سمت پذیرش امتیازات سیاسی سوق دهد؛ موضوعی که بهگفته این تحلیل، یکی از متغیرهای کلیدی در تصمیمگیری دولت ترامپ محسوب میشود. در مقابل، کاخ سفید با یک معضل دوگانه مواجه است: از یکسو اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز میتواند به تشدید فوری درگیری منجر شود و از سوی دیگر ادامه وضعیت فعلی، به معنای تداوم تهدید علیه بازار انرژی جهانی خواهد بود.
این گزارش در جمعبندی خود تأکید میکند که مسئله اصلی امروز واشنگتن تنها دستیابی یا عدم دستیابی به توافق نیست، بلکه مدیریت وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است؛ وضعیتی که بهطور مستقیم با هزینههای اقتصادی، بهویژه قیمت نفت و فشار افکار عمومی در داخل آمریکا گره خورده است. در نهایت، با وجود عمق اختلافات، این روزنامه احتمال ازسرگیری تلاشهای دیپلماتیک در آینده نزدیک را منتفی نمیداند، هرچند چشمانداز آن همچنان شکننده و نامطمئن توصیف میشود.