ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۳۳۱

شش گزینه پیش روی وزیر ارتباطات/ تکلیف وضعیت اینترنت روشن می‌شود؟

شش گزینه پیش روی وزیر ارتباطات/ تکلیف وضعیت اینترنت روشن می‌شود؟

اعلام هدف " دست رسی با کیفیت به شبکۀ جهانی بدون طبقه بندی" را باید فراتر از یک شعار ارزیابی کرد. چرا که از یک سو اقتضائات بعد از تجاوز دشمن به ایران را باید لحاظ کرد و از سوی دیگر خواست و نیاز عمومی را و مهم تر این که استتنا با اقتضای جنگ و امنیت، قاعده نشود

تبلیغات
تبلیغات

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت:  آنچه وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در نشست شورای معاونان خود و در رد مفاهیمی چون "اینترنت طبقاتی" یا "لیست سفید" و آن هم در حضور از قبل اعلام نشدۀ رییس جمهور پزشکیان گفته از یک منظر اهمیت ویژه‌ای دارد و این نوشته بر آن است از همین اهمیت بگوید و آن را با صفت "اخلاقی" توضیح دهد.

قابل حدس است که بخشی از مخاطبان همین نوشته که از آغاز جنگ 40 روزه و حتی بعد از اعلام آتش‌بس موقت 14 روزه از 19 فروردین مانند کثیری از مردم ایران امکان اتصال به اینترنت بین‌المللی را ندارند و کسب و کار آنان به مخاطره افتاده یا دست‌ کم به آنان برخورده که چرا تا تقّی به توقی می‌خورد اولین کار قطع ایننترنت است به طعنه بگویند خوب که چه؟! ( البته تق و توق هم نبود. حمله دو قدرت اتمی برای نابودی و موجودیت ایران بود).

یا رد این دو مفهوم یا بیان این جمله که "دست‌‌رسی با کیفیت به شبکۀ جهانی بدون طبقه بندی، هدف اصلی این وزارتخانه در کوتاه‌‌ترین زمان ممکن است" چه مشکلی را حل می‌‌کند و "این کوتاه‌ترین زمان ممکن" کی از راه می‌ رسد؟ یا طعنه خود را تلخ‌تر کنند و بگویند مگر بستن شیر اینترنت دست او بوده که حالا باز کردن آن در توان او باشد؟ اگر دست او بوده چرا ادامه می‌‌دهد و اگر نبوده چرا قول می‌دهد؟ با این نگاه حضور رییس جمهوری هم چه سرزده و چه با اعلام قبلی در نشست شورای معاونان نیز تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمی‌کند و همین قاعده را به او هم تسری می‌دهند.

  داستان را اما به شکل دیگری هم می توان روایت کرد:

همه می‌دانیم که از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل به ایران که با ترور مقامات در عالی‌ترین سطوح آغاز شد و 40 روز ادامه یافت، یکی از تدابیر اتخاذ شده برای کنترل اوضاع و جلوگیری از ارسال اطلاعات به دشمن و نیز تماس عوامل آنان در داخل قطع اینترنت سراسری و بین‌المللی بود؛ اتفاقی که مسبوق به سابقه است ولی این بار طولانی تر شد چون جنگ هم طولانی‌تر شد و ادامه یافته چون آتش‌بس شکننده است.

در این میان سید ستار هاشمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت مسعود پزشکیان که از ابتدا از اینترنت برای همه و عدالت در آن دفاع کرده در برابر این وضعیت که خارج از اراده او و دولت بوده 6 گزینه یا راه پیش رو داشت و اگر برای این رویکرد از صفت "اخلاقی" استفاده می‌کنم به سبب انتخاب ششم است که در قیاس با 5 گزینه دیگر خود را نشان می‌دهد:

رویکرد نخست؛ سکوت: این که مانند بسیاری از مدیران ارشد و میانی کار بوروکراتیک و اداری خود را انجام دهد و داستان را با سکوت بگذراند. مادام که قطع است از موضوعات دیگر بگوید و وقتی وصل شد دربارۀ آن توضیح دهد یا اصلا ندهد. در ذهن یا زبان بگوید "صلاح مملکت خویش خسروان دانند" و خود را از حد یک کارگزار فراتر نداند یا نخواهد فراتر برود. در این صورت نه نیاز به رای‌زنی‌های پشت پرده بود نه نشست با صاحبان حرَف و کسب و کار مجازی و اقدامات دیگر. 

  شیوۀ بسیاری از مدیران و حتی وزیران در چند دهه گذشته همین بوده چرا که افراد را به خاطر کارِ نکرده و سخن ناگفته مؤاخذه نمی کنند اما به سبب آنچه گفته اند و انجام داده اند وطبعا مستلزم اشتباهاتی می تواند باشد سؤال و جواب می کنند.  

  با این وصف همین که سکوت و عافیت طلبی و مصلحت اندیشی نکرده و باری به هر جهت نگذرانده اخلاقی است.

   گزینه دوم؛ تکرار و توجیه؛ این که به جای سخن گفتن از موضع وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات که باید مجری وعده های انتخاباتی رییس جمهوری باشد به توضیح دهنده یا توجیه کننده نهادهای تصمیم گیر و اقدام کننده در این زمینه بدل شود و این هم خلاف عهد نخستین بود و این کار را هم نکرده است. فراموش نکنیم که سَلَف او در دولت مرحوم رییسی مجری بی چون و چرای خواست ها و مصوبات شورای عالی فضای مجازی یا مرکز ملی فضای مجازی بود و اساسا جنس هماهنگی در آن دولت این گونه بود که هر وزارتخانه عملا ذیل یک شورای عالی تعریف می شد و جایگاه دولت به دستگاه های تدارکاتی فروکاسته بود.

وزیران علوم و آموزش و پرورش و فرهنگ ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت کشور ذیل شورای نگهبان و همین وزارت ارتباطات هم ذیل شورای عالی فضای مجازی. این در حالی است که وزیر برای اجرای برنامه رییس جمهوری که با رأی مردم بر سر کار آمده در مقابل مجلس و رییس جمهور به عنوان منتخبان مردم مسؤولیت دارد اگرچه بخش اول به خاطر آن که مجلس اکثریت مردم را نمایندگی نمی کند دچار اختلال شده است.

ستار هاشمی این راه را هم نرفته و از این حیث با سلف خود متفاوت است و البته می داند جنس شورای عالی امنیت ملی که برخلاف شوراهای دیگر تعریف مشخص و مصرحی در قانون اساسی دارد با شوراهای عالی دیگر متفاوت است.

انتخاب سوم؛ مخالفت علنی: انتخاب دیگر او این بود که علیه تصمیم دیگران موضع بگیرد و از این نمد، کلاهی بدوزد آن هم در حالی که کشور درگیر جنگی همه جانبه بود حال آن که تردیدی در این واقعیت نیست که یکی از راه های مورد استفاده دشمنان امکانات اینترنتی و ارتباطی بود هر چند بسیاری معتقدند جاسوسان و مزدوران آنان از طرق دیگر متصل می شوند و دود این قطع بیشتر به چشم اکثر مردمی رفته که اتفاقا اگر در فضای مجازی حضور داشتند ترامپ را از توهم برخورداری از حمایت مردمی در تجاوز به ایران دور می کردند. 

ستار هاشمی متخصص هوش مصنوعی است و اگر چه واژۀ "اطلاعات" در نام این وزارتخانه با بار معنایی آن در وزارت اطلاعات متفاوت است اما در هر دو بحث "داده" ها و پردازش آنان در میان است و اگر وزیر با کل قضیه و حتی قطع به مدت محدود مخالفت می کرد در فهم اطلاعاتی و امنیتی او باید تردید می کردیم. این گونه هم نبود و کلامی در انتقاد از زبان مقامات امنیتی نشنیده ایم.

  شیوۀ چهارم؛ استعفا: این بود که صریح و روشن بگوید چاقویی به دست من داده اند در حالی که تنها دسته در دست من است و تیغه نه! با این نگاه استعفا کند و برود. این شیوه را هم در پیش نگرفت چون این سخن مشهور از مرحوم مهندس بازرگان است و خود او که از دولت موقت استعفا کرد 6 سال بعد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد چون دریافته بود با قهر و کناره گیری مشکلی حل نمی شود ضمن این که قرار بر قطع دایم نبوده تا وزیر استعفا کند. وقتی گفته شده موقت است تلاش او باید برای کوتاه شدن باشد نه آن که با رفتن خود گره بر گره بیفزاید.

گزینه پنجم؛ اینترنت طبقاتی: همان است که در سخنان مورد اشاره مردود دانسته و از آن به عنوان اینترنت طبقاتی یا فهرست سفید یاد می شود. چون در این صورت شعار عدالت چه می شود؟ از قلعه یا مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول این جمله مشهور و ضرب المثل شده که " همه با هم برابرند ولی بعضی برابرترند!". اینترنت طبقاتی و اختصاص به برخی از طبقات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و محروم ساختن دیگران، جامعه را "کاستی" می کند و با روح عدالت منافات دارد و اتخاذ آن هیچ نسبتی با اخلاق ادعایی هم ندارد.

اما آن ششمی چیسـت: استثنا قاعده نشود. همین اعلام عمومی و یادآوری تا قطع، عادی نشود. همین رای‌زنی برای کوتاه تر شدن زمان قطع و تلاش برای اتصال همه به جای سکوت و باری به هر جهت گذراندن. یا به جای توجیه و ایفای وظیفه ای که بر عهده دیگران است. یا پرهیز از تقابل و کناره گیری. یا طبقاتی و کاستی کردن.

نوبت قبل که این وضعیت از شامگاه 18 دی 1404 ایجاد شد وزیر ارتباطات در ارتباط مستقیم و جلسات متعدد با دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی – شهید دکتر علی لاریجانی- قضیه را حل کرد و از 9 اسفند هم از همان کانال پی گیر بود و ترور و غیبت ناگهانی او آن روند را مختل کرد.

از لحن او در پیام تسلیتی که اواخر سال گذشته صادر کرد و به خاطر جنگ و تعطیلات و عید چندان دیده نشد هم این  امر هویداست با این توصیف: " همواره از حامیان رشد و پیشرفت فناورانه کشور بود و با  نگاه ژرف خویش، گام‌های بلندی در جهت افزایش توانمندی ملی و توسعه علمی در حوزه اقتصاد دیجیتال برداشت."

برآیند دیدگاه های ترکیب شورای عالی امنیت ملی البته  چندان تغییر نکرده و وعده های وزیر در همین راستاست و فراموش نکنیم ریاست شورا با رییس جمهوری است.

این توضیحات البته برای کسانی که قایل به هیچ تفکیکی نیستند قانع کننده نیست. آنها چنان بر جمهوری اسلامی به خاطر قطع اینترنت می تازند که انگار اینترنت هم دستاورد رژیم پهلوی بوده و انگار نه انگار که بعد از شبکه بهداشت که بعد از انقلاب تحولی شگرف را تجربه کرده شبکۀ ارتباطات هم از آغاز دهۀ 70 به این سو به کلی متحول شده است. قطعا بخشی از این واقعیت به خاطر انقلاب دیجیتال و سرعت پیشرفت فناوری است اما زیرساخت ها چنان فراهم آمده که اگر محدودیت های اعمالی از خارج از ساختار و به دلایل سیاسی و امنیتی سایه نینداخته بود بهتر و بیشتر دیده و حس می شد.

همان گونه که ترافیک تهران مجال لذت بردن از مناظر شهر و سازه های متعدد و متنوع آن را از باشندگان آن گرفته یا آن قدر درگیر موضوعات روزمره و غدغه های گوناگون هستند که از توجه به پیرامون غافل می شوند و در این ایام که تهران خلوت شده بود خیلی ها انگار تهران را دوباره کشف کرده بودند و تازه بعد از حمله به پل بی یک بسیاری به یاد زیبایی های پل طبیعت افتادند و این که نکند آن دیوانه.... حتی تصور آن هم وحشت ناک بود.

ارتباطات نیز چنین است. همین ارتباطاتی که در غیاب اینترنت بین المللی برقرار بود و امور ضروری را سامان داد و نگذاشت چرخ به کلی بازایستد اتفاق کوچکی نبود اما استثنا نباید قاعده شود. قطع اینترنت با ملاحظات امنیتی استثناست و باید استثنا بماند و نباید قاعده شود و اگر از سخنان سید ستار هاشمی و رویکرد او در دفاع از حق دست رسی همه با صفت "اخلاقی" یاد می کنیم به همین خاطر است که از تبدیل استثنا به قاعده دفاع نکرده است در حالی که می دانیم کم نیستند و کم قدرت هم نیستند کسانی که شیفتۀ استثنا هستند  و آن را بر قاعده ترجیح می دهند. چه آن استثنا قطع اینترنت در مواقع ضروری باشد و دوست دارند ادامه یابد و چه جنگ...

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات